مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 56

طب اكبرى ( فارسى )

و هرچه تيز و شور و منضج و مفتح و مسخن و خلاصه باعث تحليل باشد ، در اين قسم نبايد به كار رود . [ 886 ] چهارم : خلط بلغمى از دماغ بر فم معده ريزد و از حرارت ضعيف فم معده ترش شود و اشتهاى زياد آرد . [ 887 ] پنجم : كرم‌هاى بزرگ در معده و روده باشند و غذا را به خود جذب كنند . [ 888 ] فصل هشتم : در جوع البقر ( بوليموس ) ؛ يعنى تمام اعضاء گرسنه‌اند اما معده غذا طلب نمىكند . كه برحسب سبب بر سه قسم است . [ 889 ] اول : سوء مزاج بارد مفرط در جميع اجزاى فم معده عارض شود ؛ كه اين قسم بعد از شهوت كلبى مىافتد . [ 890 ] دوم : بلغم لزج بر فم معده حاوى شود و نگذارد ترشح سودا بر آن اشتهاء را برانگيزاند . [ 891 ] سوم : خلط رقيق بلغمى يا صفراوى در جرم معده نافذ شود و جاذبه‌اش را ضعيف كند . [ 892 ] فصل نهم : در جوع الغشى ؛ كه آدمى بر گرسنگى صبر نمىتواند نمايد و اگر غذا دير به او رسد بىهوش مىشود . [ 893 ] فصل دهم : در عطش مفرط ؛ كه سيزده سبب دارد . [ 894 ] اول : خلط مالح يا شديد اليبس در معده جمع شود و طبيعت جهت دفع آن آب طلبد . [ 895 ] دوم : حرارت در معده افتد . [ 896 ] سوم : حرارت در سينه يا ريه يا دل افتد . [ 897 ] چهارم : ورم جگر ، منع نفوذ آب در آن كند . [ 898 ] پنجم : سوء مزاج گرم يا سرد در جگر افتد . [ 899 ] ششم : سدهء جگر ، منع نفوذ آب در آن كند . [ 900 ] هفتم : سوء مزاج گرم گرده باعث دفع زياد آب از بدن شود . [ 901 ] هشتم : از خوردن آب شور يا سير يا پياز و يا چيزهاى گرم بالفعل باشد . [ 902 ] نهم : رطوبات اصليه ، در اثر اسهال مفرط ادويه به تحليل رود . [ 903 ] دهم : گوشت افعى معطشه خوردن شود . [ 904 ] يازدهم : فرفيون خوردن شود كه شديد الحرارت و محلّل رطوبات اصليه است . [ 905 ] دوازدهم : چيزى غليظ لزج چون ماهى تازه و هريسه و كله‌پايچه و مانند آن خورده شود . [ 906 ] سيزدهم : خوردن برف باعث عطش شود . [ 907 ] فصل يازدهم : ورم معده كه چهار قسم است : خونى ( فلغمونى معده ) ، صفراوى ، بلغمى و سوداوى . [ 908 ] امكان تحقق سرطان در معده .